ها؟
ها یعنی همین
 
 

تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:  

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1391 :: 12:47 PM :: توسط : مجتبی

روم نشد سلام کنم،

سلام


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 22 فروردین ماه سال 1391 :: 1:45 PM :: توسط : مجتبی

سر کلاس بودیو ...

اینقدر بد حال بودم که سر کلاس ...


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 22 فروردین ماه سال 1391 :: 1:20 PM :: توسط : مجتبی

نمی دونم خواب بودن بهتره، یا اینکه بیدار باشی؟

اما وقتی خوابی، فکر کنم آرامش بیشتری داری، دغدغه نداری، فقطم خواب مییبنی!

پس لالا کن.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 15 فروردین ماه سال 1391 :: 1:18 PM :: توسط : مجتبی

نمی دونم چرا، خاطره تنها چیزیه که می‌شه بوسیدش.


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 14 فروردین ماه سال 1391 :: 10:02 PM :: توسط : مجتبی

قلم مرا تنها کرد و تو تنهاتر،

نمی دانم با خود چه کرده ام، اما هرچه کردم، شد،

نمی دانم قلم هنوز خاطره هایم را می‌نویسد یا نه، شاید،

شاید می‌نویسد، هرچه هست بگذاریم تقصیر جوهر است که بی رمق شده

طاقت ندارد، آری جوهر طاقت ندارد!

برایش باید فاتحه خواند،

و ب بسم ا... از آغاز فاتحه تا انتهایش را بی جوهر می شود خواند،

اما نام تو را چه؟

حافظه!

نه، مدت هاست، حافظه ام خفه شده،

مدت هاست به منتهای بی انتهای قلبم رسیده ام

به بن بست |

به دیوار سختی که راهی جز آسمان ندارد،

پرواز!

اما من که پرواز بلد نیستم،

قرار بود تو معلمم باشی، یادت نیست؟

فراموشم کردی؟؟؟

صدایی می‌آید،

انگار کسی صدایم می‌کند،

کسی که ازو غفلت کردم،

کسی که فراموش کرده بودم او خود پرندست،

مادر......

قلبم برای اوست که می تپد،

و فقط او...


ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 14 فروردین ماه سال 1391 :: 02:44 AM :: توسط : مجتبی

شرمنده استاد داوودیم که 3 ساله مثل یک خواهر کمکم کرده؛ و من و من خاک بر سر !×!×!×!

این همه کمکم کردو حالا؟!!!

جلوی دوستش شرمندش کردم؛ خاک بر سرم!


آخه محاسبات 10 !!!

خاک مجتبی خاک !


چرا نخوندی؟

چرا نخوندی؟


خاک!


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 13 بهمن ماه سال 1390 :: 6:50 PM :: توسط : مجتبی

قاصــــــــــــــــــــــــدک
قاصــدک! هـــان، چه خبــــر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی، اما،‌ اما
گرد بام و در من
بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند
قاصدک
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار ازین در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو ، فریب
قاصدک هان، ولی … آخر … ای وای
راستی آیا رفتی با باد؟
با توام، آی! کجا رفتی؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی، جایی ؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک
ابرهای همه عالم شب و روز

در دلــــــــــم می گریند…!


از مهدی اخوان ثالث


شعر و تو وبلاگ دکتر دلژین خوندم، خوشم اومد گذاشتم...


ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 13 بهمن ماه سال 1390 :: 6:48 PM :: توسط : مجتبی

امروز فقط بخاطر این دوستتو ادد کردم که شاید، یکروزی خودتم...

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 10 آذر ماه سال 1390 :: 5:39 PM :: توسط : مجتبی

امتحانو که گند زدم!!!

اما تا دیدمت دوباره، رو از نو، روزی از نو!!


ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 2 آذر ماه سال 1390 :: 11:43 AM :: توسط : مجتبی

خیلی وقته نیومدم، این وبلاگ شده واسه زمانیکه دلم میگیره...


امروز روزه شادی واسه خیلی هاست، اما غم و غصه واسه من؛ هفته پیش عید قربان، این هفته عید غدیر.

نمی دونم به کدوم گناه کرده یا ناکرده متهمم، 

خدا متهم به چیم؟

متهمم به دوست داشتن؟

نمی دونم، دو نفر باهم ازدواج کردن (آقا فرزاد و الهام خانم نادعلی زاده) خوشحال شدم، ندا شد رتبه 13 تو گروهشون خوشحالتر، احسان و خانم بخشی که اینقدر واسشون غصه خوردم؛ اونام ازدواج کردن، خیلی ها خوشحال شدن، خیلی ها خوشحالتر،

اما کی منو خوشحال می‌کنه؟


کی به داده من می رسه؟


قلبم شکستست، دلم داغونه، ارشد هم که نمی تونم بخونم، باید چیکار کنم؟

کاش دکمه ایست زندگی دست خودمون بود، شاید می شد یکاریش کرد.


زندگی شده پول، نداری نمی تونی کسیو دوس داشته باشی،

زهرا دلش هوایی شده، هوای رفتن، میخواد بره آلمان داروسازی بخونه، بره، میگه به خاطر منه که اینکارو میکنه، اما نیست، من نمی خوام جلوشو بگیرم، اما فقط عشق چی میشه؟

نه! من مزاحم نمیشم، منم میرم، میرم به سکوت.


ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 24 آبان ماه سال 1390 :: 12:21 PM :: توسط : مجتبی

منو ببخش

دارم میمیرم دارم میمیرم، این چه کاری بود کردم.


ارسال شده در تاریخ : جمعه 4 شهریور ماه سال 1390 :: 00:13 AM :: توسط : مجتبی

Alan tu rahe Quchan, tu autobus dus daram, chap kone, bemiram. In che kari bud man kardam.

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 2 شهریور ماه سال 1390 :: 5:16 PM :: توسط : مجتبی

نمی دونم

بزرگترین اشتباه زندگیمو کردم، هیچوقت خودمو نمی بخشم هیچوقت.

نمی خواستم هیچکدومشون ناراحت کنم.

خدا کمکم کن.

مثل کسی که آدم کشته عذاب وجدان گرفتم.

خدااااااااااااااااااااااااا....

حتی اگه یک بحث خیلی کوچیک کرده باشن.

نه .

خدا لعنتم کنه.



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 2 شهریور ماه سال 1390 :: 3:49 PM :: توسط : مجتبی

امروز روزیست یادواره چشم نهادن کوچک پسری که اکنون 21 بهار از عمر خود را گذرانیده و در جهت دریافت ویزای ورود به بالاترین درجات وجودی هستی قدم در عزم راستین خویش گذاشته و به عنوان رفیقی راستین سالیانیست در کنار من هست و امیدی در این تاریکی غفلت برای من ساخته ، ازینکه نتوانستم برایت کاری کنم ، بسیار شرمنده ام امیر جان ولی این هدیه ای است از جانب بدترین دوستت که در این مدت رفاقت جز ناملایمت‌ها و بدی با تو هیچ نکردم و همیشه مایع عذاب برایت بوده ام ، می دانم ، اما ...



از من بپذیر .




Liewe vriend Amir, Happy Birthday


I dashur mik Amir, Happy Birthday


عزیزی أمیر صدیق، عید میلاد سعید


Հարգելի բարեկամ Amir, Ծնունդդ շնորհավոր


Əziz dostum Əmir, Happy Birthday


Amir lagun maitea, Happy Birthday


Дарагі сябар Амір, З Днём Нараджэння


Скъпи приятели Амир, Честит рожден ден


Benvolgut amic Amir, feliç aniversari


亲爱的朋友阿米尔,生日快乐


親愛的朋友阿米爾,生日快樂


Dragi prijatelju Amir, Sretan rođendan


Drahý příteli Amir, Všechno nejlepší k narozeninám


Kære ven Amir, Happy Birthday


Beste vriend Amir, Happy Birthday


Dear friend Amir, Happy Birthday


Kallis sõber Amir, palju õnne

Mahal na kaibigan Amir, Happy Birthday

Hyvä ystävä Amir, Happy Birthday


Cher ami Amir, joyeux anniversaire


Estimado amigo Amir, Feliz Aniversario


ძვირფასო მეგობარო Amir, დაბადების


Lieber Freund Amir, Happy Geburtstag


Αγαπητέ φίλε Amir, Χρόνια γενεθλίων


Chè zanmi Amir, Happy Anivèsè


חבר יקר אמיר, יום הולדת שמח


प्रिय दोस्त आमिर, जन्मदिन मुबारक हो


Kedves barátom Ámír, Boldog születésnapot


Kæri vinur Amir, hamingju Fæðingardagur


Sayang teman Amir, Selamat Ulang Tahun


Amir cara chara, Breithlá shona


Caro amico Amir, Buon Compleanno


親友して、Amir、ハッピーバースデー


사랑하는 친구 아미르, 생일 축하


Amir carissime, Felix dies natalis


Dārgais draugs Amir, laimīgs Dzimšanas diena


Mielas draugas Emyras, su gimtadieniu


Почитувани пријатели Амир, Среќен Роденден


Dear teman Amir, Happy Birthday


Għażiż ħabib Amir, Xewqat sbieħ f'Għeluq Sninek

Kjære venn Amir, Happy Bursdag


دوست عزیزم امیر ، تولدت مبارک


Drogi Przyjacielu Amir, Happy Birthday


Caro amigo Amir, Feliz Aniversário


Dragă prietene Amir, mulţi ani


Дорогой друг Амир, С Днем Рождения


Драги пријатељу Амир, срећан рођендан


Drahý priateľovi Amir, Všetko najlepšie k narodeninám


Dragi prijatelj Amir, Vse Datum rojstva


Estimado amigo Amir, feliz cumpleaños


Rafiki Amir, Heri Siku ya kuzaliwa


Käre vän Amir, Gott Födelsedag


รักเพื่อน Amir, สุขสันต์วันเกิด


Sevgili arkadaşım Emir, mutlu Doğum Günü


Дорогий друже Амір, З Днем Народження


عزیز دوست امیر، سالگرہ مبارک ہو


Thưa bạn Amir, Chúc mừng sinh nhật


Annwyl gyfaill Amir, Pen-blwydd Hapus


ליב פרייַנד אַמיר, האַפּפּי געבוירן


ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 17 بهمن ماه سال 1389 :: 12:31 PM :: توسط : مجتبی
لوگو
ها؟
آمار وبلاگ
تعداد بازدیدکنندگان: 15664